شنبه، اسفند ۲۲، ۱۳۸۳

andar bab e seil o ina

سلام....
وای ديشب که ۲ اينا بود خوابيدم صبحم ۵ بيداريدم دنبال يه کار مسخره...
بعدشم تو اين سيل(اينجا که واقعا“ سيل) رفتم دکتر.تشريف نداشتن...حالا شب بايد برم باز(الان عطسه کردم مطمئنا“مال امروز نه ديشب...)
قشنگ قشنگ خيس خيس خيس خيس شدم يعنی اومدم خونه از منم بارون ميومد
اه ساعت ۳ هم دانشگاه دارم يه درس عمومی لعنتی مسخره....ه....ه....ه که تا به حال هم سر کلاسش نرفتم پيغام هم دادن که اين جلسه نرم حذفميشه....اه کاش نرفتنامو ميذاشتم واسه اين روزا بدبختی اينه که تازه اول ترم(الان بوی لباس سوخته اومد....لباسام رو بخاری بود.....امروز روزه منه...کلا از شنبه ها بيشتر از اين انتظار نميشه داشت)اها داشتم ميگفتم که اول ترم وگرنه خب ميشد يه کارايی کرد...يه جلسه ديگم داراما اما ۳ تا پشت سر هم فرمودن نميشه اخه ميدونين مملکت حساب کتاب و قانون و وقتا و.....درسته/دقيق(e)
بله و الا در احاديث هم اومده که اگه ۳ جلستو غايب نشی(خصوصا“ اگه درس عمومی باشه) اصلا“ پس واسه چی زنده ای؟نصف عمرت بر فناست....دينتو کامل نکرديو اينا...
(جاتون خالی سردردی گرفتم يهو که.....)
تب هم دارم انگاری.....
بله...امروز اين طور که بيرون بودمو الانم از پنجره دارم ميبينم بايد با قايق برم دانشگاه...
بله...
وای امروز يه خانوم محترمی کناره بنده بودن يه ادامسی ميخوردن و چلق و چولوق و تق و توق و تيق و.....منم که به اين يه مورد خيلی حساسم کلا خيلی جلوی خودمو گرفتم که يه موقع مشت بی اختيار ......
بله ديگه
خب دهنو ببند آدامس بخور!!!(اين حداقلشه...يکم صداهه خفه تر ميشه)
نعثقصغاًُّ»ةيئVآV‌ؤَئُأVإَّ۶ٌ۸ضبات------>اينا حرص آنی بود که الان با ياد اوری اون خاطره()به من دست داد و خالی شد...
آخيش.....
(اين آ از اولش مشکل داشت....به من ربطی نداره)
اها و اون خانوم محترم صحبتی کردن که حالا ميتعريفم
(صحبت از ديدن يه عده کره ای سوار بر يک دستگاه خودروی ml شروع شد)
که بله ما موجزش ميکنيم
فرمودند که تو شرکت چی چی e ماتيز کار ميکنن.بعد وقتی کره ای ها تو ايران اومدن ساختن حساب کردن که قيمتش ميشه زير e يک ميليون بعد حالا مثلا ۱۵۰ تومان کمتر بعد گفتن (ايرانيها)بهشون که شما بفروشين ۱ ميليون بعد اونام کلی ذوقو مهمونی....بعد ناگهان(قضيه جذاب شد؟) ايران خودرو مياد و ميگه نميشه زير قيمت پيکان بدين و اينا!
(صحبتشون ايجا خاتمهيافت و کار زيبا قبلشونو با حرص بيشتر ادامه فرمودن)
مشاهده ميکنين؟ حاضره تو جيب اونا بره مردم ماشين قراضه زاقارت .....د....ت...د...ت..سوارشن ولی اين حضرت پيکان و ...آره قربونش...
خلاصه اينه ديگه حيف اخه ماشينی که ۱۰۰ سال داره هر سال شونصد برابر سال قبل توليد ميشه يهو همچين بلايی سرش بياد...اخه از پيکان بهترم مگه ماشين هست؟ اين انگليسا و امريکايی ها که سرشون نميشده اون موقع که پيکان چه ماشين اوبسیe و الا عمرا توليدشو ۱ ساله(البته سال هزار و صدو وزوزک شاه) متوقف نميکردن که.....چشم بصيرت؟؟؟اين ورژن جديدشه...
بله...
ساعت ۱۲ ست و سيل همچنان ادامه داره
قايقم کو؟!
حالا يکم
on
شم بعد باز در خدمتيم

هیچ نظری موجود نیست: